باسمه تعالی
سخنرانی هاشمی رفسنجانی در 41 سال پیش
(مسجد هدایت به روایت اسناد ساواک، ج 1، ص 417 - 421)

ساعت 21 روز 22/9/47 در مسجد هدایت در خیابان اسلامبول پس از ادای نماز جماعت به وسیله سید محمود طالقانی و تعدادی در حدود ششصد نفر از طبقات مختلف و دانشجو و دانش آموز، هاشمی رفسنجانی منبر رفت. ابتدا آیة از قرآن تلاوت کرد. بعد اظهار کرد: در سخنرانی شب گذشته عرض کردم هر اجتماعی بدون ابزار یا هدف مادی با دنبال معنویت برود سعادتمند نخواهد شدم. ما بایستی به گناه و عقب افتادگی همه ممالک اسلام اعتراف کنیم. اگر اعتراف نکنیم نمی‌توانیم عقب افتادگی گذشتگان را جبران نماییم. از نظر اسلام و قرآن مجید از لحاظ علم این همه ذخایر علمی داریم یا در اثر استعمار و استثمار نتوانسته‌ایم استفاده کنیم. این وضع اجتماعی مسلمانی ما است. آیا می‌خواهیم بدانیم تنها مسلمانی فقط در سال چند روز شب احیاء و چند روز محرم تعیین شده؟

این روزها که گذشت همه ترک مسجد را می‌نمایند. من چند روز قبل جهت زیارت به حضرت عبدالعظیم رفته بودم. دیدم یک عده جمعیت زیادی زن و مرد دور حوض اجتماع نموده، من هم به عادت سایر اشخاصی که دارند نزدیک جمعیت شدم. دیدم یک مرد پاکستانی دو تا حلقه به سر میله آهنی به شکل انبر بود، آویزان کرده، این مرد این آقا وقتی که این آهن را تکان می‌داد صدای زنگ آنها صدایی در می‌آورد می‌گوید: الله را دیدم! این جمعیت مخصوصاً زنها از اطرافیان پول قرض می‌کنند به این مرد می‌دهند به خادم مسجد گفتم: اینجا این عمل‌ها خوب نیست؛ این مرد شیاد را بیرون کن برود.

او جواب داد: او عمل بدی نمی‌کند! جز این که نام خدا را می‌برد.

آن وضع اجتماعی جنوب شهر است.

باز هم روزی از یکی از خیابان‌های شمال شهر عبور می‌کردم دیدم چند طفلی با یکدیگر بازی می‌کنند. یکی از آنها متوجه نشدم چه گفت، دیگری گفت: چیزی نگویید، این آقا خدا است! پس چه طور این بچه همه برنامه‌های رادیو و تلویزیون را می‌دانند پس ما بایستی به فکر این بیفتیم کسانی که با آن ابزار بچه‌های ما را بی دین می‌کنند ما هم از همان ابزار استفاده کنیم تو سر خودشان بگوییم مثلا ما آخوندها بگوییم چون 50 سال قبل طبقه روحانی در مساجد بدون میکروفون صحبت می‌کردند ما هم بایستی چنین کنیم، ما بایستی فعالیت کنیم از بهترین وسایل تبلیغاتی که در اختیار دولتهای مترقی هست به دست بیاوریم.

همه سنگرهای تبلیغ اسلامی را از ما گرفته‌اند. فقط یک سنگر تبلیغ برای ما باقی مانده، در مقابل این همه محل مضره به عبادت، سینما، کاباره، فرهنگ، جرائد که همه اینها باعث بی دین شدن نسل آینده است حالا من در مسجد بنشینم فریاد بکشم، گلوی خودم را پاره کنم این جرائدی که بایستی هر چه در ممالک اسلامی در سرزمین فلسطین که قرن‌ها در دست مسلمانان بود حالا این یهود غاصب ستمکار از آنها گرفته، بیش از دو میلیون مسلمان، زن، مرد، اطفال آواره شده‌اند در زیر چادرهای سیاه زندگی می‌کنند. از طریق سازمان ملل به عنوان صدقه برای هر کدام چند گرم خرما و غذای دیگر می‌دهند. دولت اردن مدتی است می‌خواهد پلی بسازد بلکه آنها را بتواند در مقابل بارندگی ممکن است سیل جاری شود همه آنها را ببرد و با این همه مصیبت که به آنها وارد شده،‌ کلمه‌ای این جراید ما که بعضی از آنها در حدود دویست [هزار] تیراژ فروش دارند از ترس‌شان نمی‌نویسند یا شهامت آن را ندارند از آتازونی ما کسب خبر می‌کنیم ولی اینها در یک قدمی نمی‌توانند حقایق را درباره آوارگان فلسطین بنویسند آن وقت بعضی‌ها و همین ایران ما می‌گویند: چرا عرب، اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسند آخر برای چه بشناسند؟ مثل آن است عده دزد شبانه وارد منزل شما بشود شمار از منازل خارج نماید شما پشت در بایستید آنها هر چه دارید تصرف کنند آن وقت به شما بگویند ما را به رسمیت بشناسید! محال است به رسمیت بشناسند.

در زمان امیر کبیر این مرد لایق، گویا در دوران سلطنت محمد شاه یا فتحعلی شاه که دنیا در حال رشد و توسعه از لحاظ علم صنعت بود گویا دو مرتبه شخصاً امیرکبیر به لنین‌گراد مسافرت کرد. کارخانه‌ها و دانشگاه‌های آنها را دید آمد به فکر افتاد مملک را از لحاظ علم و صنعت توسعه بدهند. چند نفر دانشجو به روسیه اعزام کرد ولی آنها وضع اروپا را دیدند یا بر نگشتند. آنها هم که آمدند چیزی یاد نگرفته بودند تا این که به فکر افتاد دولت‌هایی که با ما رابطه ندارند استثمار و استعمار نمی‌کنند، با ما فاصله زیادی دارند از آنجا عده استاد و دانشمند استخدام نمایند فکرش رسید از اطریش بیاورد.

انگلیسی‌ها متوجه شدند به امیرکبیر پیشنهاد کردند ما حاضریم کارشناس و دانشمند در اختیار شما بگذاریم، ولی امیرکبیر قبول نکرد تا این که شخصی را فرستادند و کتباً نوشتند از اطریش چند نفر دانشمند بیاید این‌جا، امیرکبیر دارالفنون را ساخت ولی تا به رسید دانشمندان اطریش، امیرکبیر را عزل کردند.

وقتی که اطریشی‌ها به ایران آمدند دیدند از آنها استقبال نشد، عده اشخاص بی‌سواد را به نام استاد در دارالفنون گمارده‌اند. آنها دل‌سرد شدند، رفتند. پس دارالفنون به شکل سربازخانه درآمد.

علت پیش‌رفت یهود مخصوصاً در انتخابات آمریکا این همه سر و صدا راه می‌اندازند این است به مدرن‌ترین وسایل تبلیغی مجهز هستند در تمام اروپا در دنیا قوم یهود 6 میلیون جمعیت بیشتر نداشتند. پس از جنگ دوم بین المللی اینها تبلیغ کردند. عکس‌های دروغی چاپ کردند که در آلمان، آیشمن 6 میلیون یهودی را داخل کوره‌های آتش انداخت، خاکستر کرد. گفتند: قوم یهود با جنایت‌کاران مخالف است با این که تاریخ نشان می‌دهند هر چه در دنیا آتش جنگ افروخته شده، به وسیله قوم یهود بود. قبل از اسلام یا بعد از اسلام.

در دنیای اسلام که قوم یهود در هر کجای دنیا زیر پرچم اسلام زندگی می‌کردند، آزادی کامل داشتند. در جنگ اسلام مسیحیت در اسپانیا در گرفت قبل از ورود اسلام و مسیحیت که چه قدر از یهود کشت. آنها هیچ‌گونه آزادی نداشتند، وقتی که اسلام وارد آنجا شد به آنها آزادی داد.

چند سال قبل در خدمت مرجع تقلیدی بودم. شخصاً خودم چند مرتبه از آقا سؤال کردم آقا در فرهنگ استخدام بشوم؟ آیا حقوقی که بگیرم حلال است؟ ما خودمان را از فرهنگ کنار کشیدیم. جای ما را بهائیها گرفتند. همان‌ها به فرزندان ما درس بی دینی می‌دهند؛ گناه ما است. از روز اول تبلیغ نکردیم، اشخاص با دیانت و کاردان را به شغل‌های حساس مملکت بفرستیم. پس حالا بایستی آنها با همان ابزاری که باعث بی دینی اجتماع می‌کردند ما از همان وسیله استفاده کنیم تا حتی مدارس اسلامی تأسیس کنیم. از مدرن‌ترین وسیله تبلیغ استفاده نماییم تا حتی مراکز سینما تأسیس کنیم، ولی فیلمی را نشان بدهیم که انسان سازی و اخلاق باشد. خارجی‌ها فیلم‌هایی که زنان فاسد در آن بازی کرده وقتی که یک جوان آن را می‌بیند تا یک هفته هوش و حواس ندارد، نشان نمی‌دهیم و یا اینکه به فرزندانتان بسپارید تلویزیون تماشا نکنند.

مجلس ساعت 0130[احتمالاً 30/22] خاتمه یافت.

گیرنده: تیمسار ریاست گروه اطلاعاتی شهربانی کل کشور