ای جماعت چطوره حالاتتون

قربون اون فهم وکمالاتتون

گردنتون پیش کسی خم نشه

از سر بنده سایتون کم نشه

راز و نیاز وبندگیتون درست

حساب کتاب زندگیتون درست

بنده میشم غلام در بستتون

                                      پیش کسی دراز نشه دستتون
                                      از لبتون خنده فراری نشه

خدای نکرده اشکی جاری نشه

باز یه هوا دلم گرفته امروز

جون شما دلم گرفته امروز

شاپرکها به نیش مجهز شدن

غریب گزا هم آشنا گز شدن

آخ که بیابون چه شبایی داره

شب تو بیابون چه صفایی داره

شب تو بیابون خدا بساط کن

اونجا بشین با خودت اختلاط کن

دلم گرفته بود غصه داشتم

منم براش سنگ تموم گذاشتم

نصفه شبی به کوه تکیه کردم

نشستم وتا صبح گریه کردم

ساعت الان حدود چهار و نیمه

غصه نخور داداش خدا کریمه

شعرم اگر سست وشکسته بسته است

سرزنشم نکن دلم شکست است

ای جماعت چطوره احوالتون

چی مونده از صفای پارسالتون

نگید فلانی از لطیفه خسته است

خدا گواهه من دلم شکسته است

با خنده شماست که جون میگیرم

برای تک تک شما میمیرم

حتی اگه فقیر وبی پول باشید

دلم میخواد که شاد وشنگول باشید

خونه هاتون چرا خوش آب ورنگ نیست؟

چی شده؟ خندتون چرا قشنگ نیست؟

حرفای گریه دار نمی پسندید؟